p....48
p....48
پادشاه نیانگما اوند پیش پسرش لئوو تا باهش حرف بزنه
پادشاه نیانگما..چطور گزاشتی تیکه کریستال مارو بدزدن حالا میخایی بدون تیکه کریستال چیکار کنی
لئوو...معذرت میخام
پادشاه..معذرت خواهیی تو به چه درد من میخوره
لئوو..ولی احتمالا کار اواندل میتونه باشه
پادشاه..مطمئنن کار هموناست هیچ کسه دیگه ای به اندازه اونا ضالم نیستن
لئوو..حالا چیکارکنیم
پادشاه..برای قلمروهای دیگه نامه بفرست برای کمک الان که کریستالمونو دزدیدن حتمابهمون حمله میکنن
لئوو..باشه چشمم
پادشاه..فقط حواست باشه مخفیانه اینکارو بکنی
لئوو..حتما
ییبو به سمت مالیشان حرکت کرد شوکای و خوانوادش هم همینطور
در مالیشان هم همه چیز آماده بود خدمتکار ها همه جای قصر تمیز و تزییناتی برای پذیرایی آماده کرده بودن در همین حال برای وانگ خبر رسید تو کوه های مالیشان هر
آدمی که میره برنمیگرده وانگ و یه عده از افرادشو برداشت و به سمت کوها حرکت کرد وقتی رسید در حال گشت زنی بودن که به یه جای متروکه برخوردن یه غار که از بیرون میشد جادوی خواصی توش حس کنی
وانگ.. حواستون جمع کنید نباید اشتباهی پیش بیاد
سرباز بله
رفتن داخل بوی جسد میشد حس کنی وقتی تقریبا به محل مورد نظر رسیدن یه طلسم خواص دوره اونجا بود که نمیذاشت وارد بشن
وانگ ..اح لعنتی نباید بزارم مشکلی پیش بیاد باید همین حالا اون تو ببینم
وانگ نگران این بود که اون جادوی سیاه که از دریاچه سانگ بو آزاد شده اینجا باشه
وانگ.. باید این موضوع حل کنیم
سرباز ..اما مهمان هایی از سلیب اتش رسیدن نباید ولیعهد اینجا حضور داشته باشه
وانگ.. حواستون به اینجا باشه چند نفر بزارید دم غار تا نزارن کسی وارد بشه تا وقتی که مراسم خاستگاری تموم بشه بعد خودم میام و این مورد حل میکنم
سرباز اطاعت
پادشاه نیانگما اوند پیش پسرش لئوو تا باهش حرف بزنه
پادشاه نیانگما..چطور گزاشتی تیکه کریستال مارو بدزدن حالا میخایی بدون تیکه کریستال چیکار کنی
لئوو...معذرت میخام
پادشاه..معذرت خواهیی تو به چه درد من میخوره
لئوو..ولی احتمالا کار اواندل میتونه باشه
پادشاه..مطمئنن کار هموناست هیچ کسه دیگه ای به اندازه اونا ضالم نیستن
لئوو..حالا چیکارکنیم
پادشاه..برای قلمروهای دیگه نامه بفرست برای کمک الان که کریستالمونو دزدیدن حتمابهمون حمله میکنن
لئوو..باشه چشمم
پادشاه..فقط حواست باشه مخفیانه اینکارو بکنی
لئوو..حتما
ییبو به سمت مالیشان حرکت کرد شوکای و خوانوادش هم همینطور
در مالیشان هم همه چیز آماده بود خدمتکار ها همه جای قصر تمیز و تزییناتی برای پذیرایی آماده کرده بودن در همین حال برای وانگ خبر رسید تو کوه های مالیشان هر
آدمی که میره برنمیگرده وانگ و یه عده از افرادشو برداشت و به سمت کوها حرکت کرد وقتی رسید در حال گشت زنی بودن که به یه جای متروکه برخوردن یه غار که از بیرون میشد جادوی خواصی توش حس کنی
وانگ.. حواستون جمع کنید نباید اشتباهی پیش بیاد
سرباز بله
رفتن داخل بوی جسد میشد حس کنی وقتی تقریبا به محل مورد نظر رسیدن یه طلسم خواص دوره اونجا بود که نمیذاشت وارد بشن
وانگ ..اح لعنتی نباید بزارم مشکلی پیش بیاد باید همین حالا اون تو ببینم
وانگ نگران این بود که اون جادوی سیاه که از دریاچه سانگ بو آزاد شده اینجا باشه
وانگ.. باید این موضوع حل کنیم
سرباز ..اما مهمان هایی از سلیب اتش رسیدن نباید ولیعهد اینجا حضور داشته باشه
وانگ.. حواستون به اینجا باشه چند نفر بزارید دم غار تا نزارن کسی وارد بشه تا وقتی که مراسم خاستگاری تموم بشه بعد خودم میام و این مورد حل میکنم
سرباز اطاعت
- ۱.۷k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط