p
ݼࡅ߭ـב ܢ݆ߺـߊܝࡅ߳ــےבܝܟܿـࡐߊܢܚࡅ߳ـے
p³ ♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
با این حرف انگار ذهنت کاملا خالی شد!
حس می کردی زبونت قفل شده .. یا شاید حرفی برای گفتن نداشتی؛
به سختی لب زدی:
_منظورت چیه؟
_کاملا واضح گفتم، منظور دیگه ای می تونه داشته باشه؟
سعی کردی نفس هاتو منظم کنی،
_خب انتظار داری از من چی بشنوی؟
بدون اینکه ذره ای فکر کنه حرف زد:
_ازت انتظاری ندارم ،من خیلی بهت بد کردم ولی دلم میخواد بهم بگی که این حس یک طرفه نیست، ات راستشو بهم بگو توهم منو دوست داری؟
_منم دوستت دارم ولی ما نمی تونیم باهم باشیم! خودت داری میگی ما۱۰ سال تفاوت سنی داریم یونگی،
_سن فقط یه عدده ، این مهم نیست به حرف قلبت گوش کن ...
تو هنوزم سرت پایین بود هوفی کشید و ادامه داد:
_نمیخوام مجبورت کنم، اگه توهم به من حسی داری بهم بگو، و اگه نداری مهم نیست میتونم مثل تمام این مدت این راز و نگه دارم و به روت نیارم پس...
حرفش با بوسه ای که به گوشه ی لبش زدی متوقف شد
با صدایی که از خجالت به زور در آووردی گفتی:
_پس میتونم این حسو باهات شریک شم؟
_تا آخر عمر!
دستشو پشت گردنت گذاشت تا ببوستت که با آخ تو جدا شد و با نگرانی بهت نگاه کرد:
_چی شد؟
_ه هیچی فقط هنوزم بدنم درد میکنه
با شرمندگی بهت نگاه کرد
_متاسفام؛ قول میدم تک به تک زخمای تنت و جبران کنم
_هیسس..نمیخوام دیگه دربارش فکر کنم هرچی بود برای قبل بود.
با تکون دادن سر حرفتو تائید کرد و کمکت کرد روی تخت دراز بکشی و بوسه ی ریزی به گوشه ی لبت زد؛
_تا وقتی خوب نشدی از این تو بلند نشو خب؟
با اخم اعتراض کردی:
_هی این نامردیه من نمیتونم بخاطر جناب عالی راه برم؟
_نمیخوام اوقات تلخی کنم خانم مین پس استراحت کن
_خودتم میدونی من یجا بند نمیشم مستر مین!
_فعلا باید بشی خوشگله
و لبخندی زد که تو عمرت ازش نديده بودی، به حدی زیبا که کل کل کردنتونو یادت رفت و همه چیز از سرت پرید و باعث خنده ی توهم شد.
☆☆☆☆☆☆☆
شاید یه موقع هایی بهتر باشه به اینم فکر کنیم که نه پول مهمه و نه سن و سال.. مهم "عشقه" . پس اگه عشقی به کاری داری سعی کن مانع هاتو پس بزنی تا بهش برسی♡
☆☆☆☆☆☆☆
ܢ݆ߺـߊیߊܔ ¿
#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
p³ ♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
با این حرف انگار ذهنت کاملا خالی شد!
حس می کردی زبونت قفل شده .. یا شاید حرفی برای گفتن نداشتی؛
به سختی لب زدی:
_منظورت چیه؟
_کاملا واضح گفتم، منظور دیگه ای می تونه داشته باشه؟
سعی کردی نفس هاتو منظم کنی،
_خب انتظار داری از من چی بشنوی؟
بدون اینکه ذره ای فکر کنه حرف زد:
_ازت انتظاری ندارم ،من خیلی بهت بد کردم ولی دلم میخواد بهم بگی که این حس یک طرفه نیست، ات راستشو بهم بگو توهم منو دوست داری؟
_منم دوستت دارم ولی ما نمی تونیم باهم باشیم! خودت داری میگی ما۱۰ سال تفاوت سنی داریم یونگی،
_سن فقط یه عدده ، این مهم نیست به حرف قلبت گوش کن ...
تو هنوزم سرت پایین بود هوفی کشید و ادامه داد:
_نمیخوام مجبورت کنم، اگه توهم به من حسی داری بهم بگو، و اگه نداری مهم نیست میتونم مثل تمام این مدت این راز و نگه دارم و به روت نیارم پس...
حرفش با بوسه ای که به گوشه ی لبش زدی متوقف شد
با صدایی که از خجالت به زور در آووردی گفتی:
_پس میتونم این حسو باهات شریک شم؟
_تا آخر عمر!
دستشو پشت گردنت گذاشت تا ببوستت که با آخ تو جدا شد و با نگرانی بهت نگاه کرد:
_چی شد؟
_ه هیچی فقط هنوزم بدنم درد میکنه
با شرمندگی بهت نگاه کرد
_متاسفام؛ قول میدم تک به تک زخمای تنت و جبران کنم
_هیسس..نمیخوام دیگه دربارش فکر کنم هرچی بود برای قبل بود.
با تکون دادن سر حرفتو تائید کرد و کمکت کرد روی تخت دراز بکشی و بوسه ی ریزی به گوشه ی لبت زد؛
_تا وقتی خوب نشدی از این تو بلند نشو خب؟
با اخم اعتراض کردی:
_هی این نامردیه من نمیتونم بخاطر جناب عالی راه برم؟
_نمیخوام اوقات تلخی کنم خانم مین پس استراحت کن
_خودتم میدونی من یجا بند نمیشم مستر مین!
_فعلا باید بشی خوشگله
و لبخندی زد که تو عمرت ازش نديده بودی، به حدی زیبا که کل کل کردنتونو یادت رفت و همه چیز از سرت پرید و باعث خنده ی توهم شد.
☆☆☆☆☆☆☆
شاید یه موقع هایی بهتر باشه به اینم فکر کنیم که نه پول مهمه و نه سن و سال.. مهم "عشقه" . پس اگه عشقی به کاری داری سعی کن مانع هاتو پس بزنی تا بهش برسی♡
☆☆☆☆☆☆☆
ܢ݆ߺـߊیߊܔ ¿
#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
- ۷.۳k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط