{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۱۸
ویو جونگهی

جیمین: هیششش هیچی نگو..
لبخند بی جونی زدم..
با کمک جیمین سوار ماشین شدیم...
رسیدیم خونه...

جیمین: بیام کمک...
جونگهی: میتونی؟!
جیمین: تهیونگ هست..
جونگهی: ولش کن تهیونگ نمیتونه همه کار هارو بکنه..
جیمین: باشه کاری داشتی منو تهیونگ هستیم..
جونگهی: خدافظ داش..

در زدم...
ا.ت در رو باز کرد..

ا.ت: جونگهی..جونگهیییییی(نگران،گریه)
دیگه چیزی نفهمیدم...

شرایط پارت بعد
لایک:۱۰
خدایش تا اینجا اومدی لایک نمیکنی؟
دیدگاه ها (۸)

پسرِ آدمیزادپارت. ۱۹ویو ا.تدیگه نایی برام نموده بود..جونگهی ...

پسرِ آدمیزادپارت. ۲۰ویو ا.تدکتر: حالشون خوبه بزودی بهوش میان...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۷ویو جونگهیسوار ماشین شدم و به سمت عمارت ه...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۶ویو جونگ کوکبعد رفتن ا.ت منم نشستم فیلم ن...

عشق مافیا

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

مثلث عشق۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط