{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۱۶
ویو جونگ کوک

بعد رفتن ا.ت منم نشستم فیلم نگاه کردم.
هنوز اولای فیلم بود که انگار صدای قیژ قیژ پنجره بود...
نگاهی به پنجره انداختم..بــــله درست حدس زده بودم..
رفتم ببندمش که سریع یک انسان یا خون آشام نمیدونم کدوم اومد داخل..

کوک: تو کیی؟
ناشناس: دهنتو ببند..

اومد طرفم خواستم داد بزنم که سریع جلو دهنمو گرفت..
از اونجایی که اینجا از بادیگارد ها حرکت هایی یاد گرفته بودم..
چند تا حرکت روش پیاده کردم..ازم دور شد چلی دوباره اومد سمتم ایندفعه با چاقو..خواستم جاخالی بدم که چاقو دستم رو زخمی کرد..حواسم افتاد به دستم که یه دستمال اومد رو بینیم و سیاهی...

ویو ا.ت

کل خونه رو گشتم نبود که نبود..
جونگهی رو خبر کردم..
الان تو اتاق خواب بودم جایی که آخرین بار دیدمش..
خونِ رو زمین بیشتر دیونم میکرد.. کل اتاق رو بهم ریختم...
جونگهی در اتاق رو با شتاب باز کرد..

جونگهی: ا.ت...
ا.ت: داداش(مظلوم،بغض)
جونگهی: ا.ت چیشده؟چیشد که جونگ کوک گم شد(نگران)
ا.ت: داداش من برای س مین اتاق رو ترک کردم بعد که برگشتم نبوددد(گریه، داد)

بغلم کرد و گفت...
_: گریه نکن داداش فدات شه خودم پیداش میکنم..

ویو جونگهی

یهو یادم اومد..
هوانگ....اَههه مرتیکه...
جونگهی: ببین فندوق داداش گریه نکن خب میدونم کجاست...
ا.ت: کجاست؟!(گریه)
جونگهی: تو فعلا اینجا وایسا بعد بهت میگم..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پسرِ آدمیزادپارت.۱۷ویو جونگهیسوار ماشین شدم و به سمت عمارت ه...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۸ویو جونگهیجیمین: هیششش هیچی نگو..لبخند بی...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۵ویو ا.تاروم دندونام رو وارد گردنش کردم..ن...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۴ویو ا.توارد عمارت شدیم...ا.ت:بریم بالا..ک...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط