{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

السلام علیک یاام ابیها؛

السلام علیک یاام ابیها؛


مادرے خورد زمین و همہ جا ریخت بهم،
همہ ی زندگے ِ شیر خدا ریخت بهم،

داغی و تیزی ِ مسمار اذیّت میکرد،
تا کہ برخاست ز جا عرش خدا ریخت بهم،

بشڪند پاے ڪسے ڪہ لگدش سنگین بود،
تا ڪہ زد سلسلہ ی آل عبا ریخت بهم،

ثلث سادات میان در و دیوار افتاد،
نسل سادات بہ یک ضربہ ی پا ریخت بهم،

گُر گرفتہ بدنِ فاطمہ ، ای در بس کن،
وسط شعلہ ببین زمزمہ ها ریخت بهم،

رویِ او ریخت بهم پهلویِ او ریخت بهم،
دهنش غرق ِ بہ خون گشت و صدا ریخت بهم،

شدتِ ضربہ چنان بود کہ سر خورد بہ در،
رویِ آشفتہ یِ اُمّ النُجَبا ریخت بهم،


پشتِ در سینہ یِ سنگین شدہ هم ارثی شد،
گیسوانِ پسرش کرب و بلا ریخت بهم،

مادرش آمدہ گودال نچرخان بدنش،
استخوان های گلویش ز قفا ریخت بهم،


با ترک های لبش با نوک پا بازی کرد،
همہ ی صورت او با کف پا ریخت بهم...





تسلی دل امام زمان عج صلوات...
دیدگاه ها (۵)

ڪاش روزے بنویسند بہ دیواربقیع :ڪارگران مشغولند،ڪار احداث ضری...

#یزد ،بدون سانسور!#یزد ،شهر قنات و قنوت و قناعت...نه پایتخت ...

ترویج #لااُبالی_گری و #اشرافی_گری در خاطرات #هاشمی:|

:)

تکاپو پارت 18 = لحظه ی شکار

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 133✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط