{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالاکه خودکارمیرقصد لابه لای انگشتانم چون رقاصه ای هرزه !

حالاکه خودکارمیرقصد لابه لای انگشتانم چون رقاصه ای هرزه !حالا که واژه های متشخص پرسه میزنند درافکاروذهنم ،بی آنکه تکانی بدهدضرب آهنگ قدم هایش به نعش نیمه جان خیالم،که درخواب هزارساله اش غلت می زند!حالا که شعر دوست تر دارد انحنای نرم تنم را لمس کند ... ای کاش سنگی بودم از قلاب کودکی که ثانیه ای بعد نقش زمین میشدم ولی پروازراتجربه میکردم.(برسین)
دیدگاه ها (۱)

مدفون،دراعماق ذهن خویش بی صدا،متروکه!کسی ماراازقفس های تنیده...

من ازآن ورشهرنیامده ام!!!فکرم هم آبی نیست!من به مرگ امکان دا...

گاهی سکوت را لای حاشیه های قالی گم میکنم!گاهی چشمهایم ازدستم...

خونه ی مادربزرگم.....خییییلی دوسش دارم

🔴دلنوشته‌های برتر همراهان کانال عارفان مجاهـد👇

مریم مقدس و کودک به همراه آن مقدس ( به ایتالیایی : Sant'Anna...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

شما یادتون نمیاد ولی من یه زمانی نقاش کاغذ بودم

هنرگرد نقاشی گل و گیاه

مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط