{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار برکه ای بودیم در خواب، تو با جامی ربودی ماه از آب چ

کنار برکه ای بودیم در خواب، تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدم از آن آب گوارا، تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب...!!!
دیدگاه ها (۳)

"زیادی" دوستـــت داشتم!میدانـــی اشتباه از کجاست؟از تو نیــس...

ﺑــﻪ ﺳــﻼ‌ﻣﺘﯽ ﭘﺴــﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﯿـﻘﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻧﻮﺭﻭ ﺑــﺒـﯿـﻦ... ﮔـ...

خــــــــــدایا دستهایم را زده ام زیر چانه ام، مات و مبهوت ن...

It Hurt, To Know The One I Loved With All My Heart, Obviou...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

آرت مخصوص خودم این آرت منه این آرت رو بر اساس خودم کشیدم پس ...

#عشق #زندگی #رابطه #یار_خوب #تکست#استوری#دلنوشت#دکلمه #زیبا ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط