{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی است خود را به آن راه زده ام

مدتی است خود را به آن راه زده ام
می خواهم ندیده و نشنیده بگیرم تمام این دلشوره ها و دلواپسی ها را...
نه اینکه این ها آرامم کند..نه هرگز...
اما دیگر کاری از دستم بر نمی آید...
چه کنم که این نادیده گرفتن ها هم مرهم نشد که هیچ، شد نمک روی زخم...
نمیدانم با خود قهر و خود را رها کرده ام 
از خودم خسته شدم ، همچون کسی که تمام راه ها را رفته درها را کوبیده
اما دستش همچنان خالی ست...
خدایا ، من اینجا و تو آنجا...
این فاصله را کم کن...دل و جانم زنگار گرفته...
دیگر نای رفتن ندارم...اگر دستم را نگیری با چه امیدی قدم بردارم..
دیدگاه ها (۲)

از من است این غم که بر جان من استدیگر این خودکرده راتدبیر نی...

حال دل من خوب استاما خوب را معنا نکن

پر از گلایه و دردم، پر از پریشانیپر از نوشتن شعری که تو نمی‌...

هی درد مینویسـم و هی درد می کشمدارم تو را برای خودم مـــرد م...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

مدتی است خود را به آن راه زده اممی خواهم ندیده و نشنیده بگیر...

مدتی است خود را به آن راه زده اممی خواهم ندیده و نشنیده بگیر...

قلم را به دست می گیرم و شروع به نوشتن می کنمنمی دانم چه بنوی...

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

سکوت سر شار از ناگفته هاست!دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خ...

ولی بااین حرفه عمه ی ارتین کله وجودم سوخت..عمش سرشو انداخت پ...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

متن کامل آهنگ:خواننده: بی.ام.لیمیت @BMLIMITاین صدای بیداری ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط