{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتـــی کارگـــری کهـ صاحبـــ کـــارش بهـ ناحـق زد تــو

سلامتـــی کارگـــری کهـ صاحبـــ کـــارش بهـ ناحـق زد تــو گوشـش

رفتـــ لباسشـو عــوض کنهـ بــــــره خونهـ

امــــــــــــــا ...

یــاد خَــرج مــــــادر مریضـش افتـــــــاد

یـــاد اجـــارهـ خونهـ

جهیزیــــهـ دختـرش

یـــاد سفـــره ی لختشـــــــون

و یـــاد یخچــــــال پـــر از خالیشــــــون

...

برگشتـــ و بهـ صاحبـــ کـــارش گفتـــ :

"...ببخشیـــــد ..."
دیدگاه ها (۱)

پسر بد (65)

پارت 2ا.ت لباس هایش را پوشید ولی احساس می‌کرد که خیلی ساده ا...

تکپارتی درخواستی

مربی موتور سوار

#ارباب‌سنگدل #پارت_35_آخرین‌پارت شش سال بعد >>از پله ها ر...

how much i love you so...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

.....پارت هجدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط