من.صبورم اما به خدا دست خودم نیست
من.صبورم اما به خدا دست خودم نیست
اگرمی رنجم یا اگر شادی زیبای تورا
به غربت چشمان خودم می بندممن صبورم اما…چقدرباز همه عاشقیم محزونم. وبا یاد همه ی خاطره های
گل سرخ .مثل یک شبنم افتاده زغم
مغموم من صبورم اما…بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم وچراغی که تورا از شب متروک دلم دورندمی ترسم.
من صبورم اما…
آه
این بغض گران صبرنمی داند چیست!!!
اگرمی رنجم یا اگر شادی زیبای تورا
به غربت چشمان خودم می بندممن صبورم اما…چقدرباز همه عاشقیم محزونم. وبا یاد همه ی خاطره های
گل سرخ .مثل یک شبنم افتاده زغم
مغموم من صبورم اما…بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم وچراغی که تورا از شب متروک دلم دورندمی ترسم.
من صبورم اما…
آه
این بغض گران صبرنمی داند چیست!!!
- ۷۹۰
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط