{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part.52.

part.52.
بوسیدمش و اونم دستشو دور گردنم انداخت منم دور کمرش انداختم .
و لبشو مک میزدم
بار اولم بود ولی حس خوبی داشتم می بوسیدمش و روی تخت افتاد منم روش ازش لبمو جداکردن
گفتم..منم دوست دارم خیلی وقته..
گفت..راست میگی ..
گفتم..من کسیو که دوست ندارم نمی بوسم..
و دوباره بوسیدم بوسیدمش پاشدم لباسمو در اوردم بار اول جلوی یک دختر بود
و دوباره بوسیدمش و لباسشو در اوردم البته اونم همراهیم می کرد بقلش کردم این حسی که بدن های لختمون بهم می‌خورد منو تحریک کردو شلوارم در اوردم و پتو را روی جفتمون کشیدم و اونم شلوارشو در اورد ......
*آلان ما سفره رو چیدیم و دورش نشستیم ولی اون دوتا نیومدن
_..من برم ببینم چی شده ..
+..منم میام ..
رفتیم اومد در اتاقو باز کنه
+.. وایستا عین تهیونگ و سه جو نشه..
_..باشه ولی نامجون همچین ادمی نیستا چجوری می فهمی..
+..سرمونو بزاری دوی در اخرش که باید یک صدای ناله ای بشنویم ..
_..اوکی..
دوتایی سرمونو گذاشتیم یکم که گذشت
سه هو..اهههه..
از در جدا شدیم
+..دیدی..
جونگکوک پشماش ریخته بود
_..نه امکان نداره میتونه از اینکه میته هم باشه ها..
+..خب دوباره گوش کنیم..
سرمونو گذاشتیم روی در که
تهیونگ و سه جو..چیکار می کنین..
+..ساکت بیاین گوش کنین ..
اومدن داشتیم گوش میکردیم
نامجون و سه جو..اههههههه هه ..
سه جو.. تند تر..
از خودمون خجالت گشیدیم از در جدا شدیم
رفتیم نشستیم سر میز شام
شوگا..نامجونو سه هو..
_..مبارکه ..
دیدگاه ها (۴)

کاشکی پیشم بودی و حالمو میدیدی

part.51.گفت..انقدر دوسش دارم که وقتی می بینمش نمی تونم نفس ب...

part.50.سه جو.. راه نداره خودت برو..شوگا..من خجالت می کشم..ن...

"ویو لیا"هممون نشستیم من به مینا زنگ زدم و بهش گفتم باید چی ...

p16سرمو بالا آوردم و نگاهش کردم بهم اخم کرد سرمو پایین آوردم...

پارت 4آروم حرف میزدم که به زور حرف هاشون رو شنیدم بعد که بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط