{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی

نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد
که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم
که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی

چه نشینی ای قیامت بنمای سرو قامت
به خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی

که نه امشب آن سماع است که دف خلاص یابد
به طپانچه‌ای و بربط برهد به گوشمالی

دگر آفتاب رویت منمای آسمان را
که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی

خط مشک بوی و خالت به مناسبت تو گویی
قلم غبار می‌رفت و فرو چکید خالی

تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد
گنه است برگرفتن نظر از چنین جمالی

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالیبه کجا روم ز دستت که نمی...

‌چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردنبه امید آن که روزی به ک...

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردنبه امید آن که روزی به کف...

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالیبه کجا روم ز دستت که نمی...

.زندگی چون کوچه ای پر پیچ و خمپر زِ دریای سرور و پر ز غمغم ک...

❤ #آرام_دلهر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانشنگران تو چ...

@cafebaroon☕️هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانشنگران ت...

هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانشنگران تو چه اندیشه و...

سلام بهترازبهترین هااااایم.صبحتان پراززیبااایے.ی حس قشنگ..ی ...

هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانشنگران تو چه اندیشه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط