پرنسسمن

#پرنسس_من🤍🥂
#part_86

- بیخودی به پر و بالم نپیچ بزار کارمو بکنم!

از ماشین پیاده شدم و عصبی به سمت خونه‌ش رفتم که هیوون ووک اومد جلو..
عصبی مشتی به صورتش زدم که پخش زمین شد..

- کار تو و بابای حرومـ،،،ـزاده‌ت بود نه؟؟ این یه تله بود؟ ( با داد )

+ بس کن کوک!

صدای داد رئیس چوی کل فضا رو برداشته بود...

+ پسر باهوشی هستی!... ولی نمی‌خواستیم بره تو کما... قرار بود بمیره!... اگه پسر بی عقل من میتونست کارشو زودتر تموم کنه الان همچی اوکی بود!

- آشغال!

خواستم به سمتش حمله ور بشم که دیدم اسلـ،،،ـحه گرفته به سمت تهیونگ!

- با... با اون چیکار داری؟

+ عشقت که رفت... بزار رفیقتم بره! چی میشه مگه؟

- هه... یون سوک به هوش میاد!

+ اگه هم قرار بود به هوش بیاد الان دیگه نمیاد!

- چی چرت میگی؟

+ تو به افرادت زنگ زدی... ولی...

بعد از دیگه ادامه حرفشو نگفت..

-ولی چی؟؟؟ ( با داد )

+ ولی اسم دکتر رو که بهشون نگفتی!
دیدگاه ها (۱۴)

#پرنسس_من🤍🥂#part_87-ولی چی؟؟؟ ( با داد )+ ولی اسم دکتر رو به...

#پرنسس_من🤍🥂#part_88- تهیونگ! ( با داد )صدای قهقه بلند رئیس چ...

#پرنسس_من🤍🥂#part_85اون حرومـ،،،ـزاده از قصد منو کشوند به خون...

#پرنسس_من🤍🥂#part_84تازه فهمیدم منظورش‌ چیه..- زهرمار!... ببن...

part two.....همچنان مشغول حرف زدن با کریس بودی که با پرت شدن...

MISUNG

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط