{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!

مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود 
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی!
دیدگاه ها (۷)

ما دوتا صفر گلاویز دوتا هیچ بهمما دو شن‌ریزه‌ی پرتیم در اندا...

ازصداے پاے صبح می‌‌فهمیماتفاق تازه‌اے درراه استخدا‌ ڪند در ا...

غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جانخدا رحمش بیـاید بر مخاطب...

دَََر دو چَشم مَن نشین ای آن که اَز مَن مَن‌تَریتا قَ...

گفته بودی که: «چرا محو تماشای منی؟و آنچنان مات، که یک دم مژه...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط