سرشو گذاشت رو پام...

سرشو گذاشت رو پام...
چشماشو بست...
دستمو بردم میون موهای نرمش...
گفتم:حرف بزن...حتی گنگ...ولی حرف بزن...
زمزمه کرد:بلاتکلیفی...کلافگی...گمشدگی...گمشدگی!
تا حالا کسیو گم کردی؟!...جوری ک هی دنبالش بدویی هی تلاش کنی بدستش بیاری...نتونی...نشع...
گفتم:مثلا کی؟!...
نفس عمیقی کشید...چونش لرزید...
زمزمه کرد:مثلا خودم...مثلا خودمو تو تو گم کردع باشم:)
#Aram

#خاص #جذاب #عشق
دیدگاه ها (۲)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 50 "" ویو پارک آنجلینا...

چند پارتی

ابلیس

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۳

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

#سادیسمی پارت 17جونگ کوک انقد عصبی بود که میتونست همین الان ...

عشق درسایه سلطنت پارت 220

یه داستان....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط