{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ٌ✘یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشموبغل کرده بودم ✘ ✘داشتم

ٌ✘یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشموبغل کرده بودم ✘ ✘داشتم خاطراتمونو مرور میکردم..✘ ✘باخودم گفتم الان باکیه؟؟✘ ✘کجاس؟✘ .✘به عکساش خیره شدم...✘ ✘دیدم پیام دارم...✘ ✘نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیچکی ونداشتم...✘ ✘اما تاچشمم به فرستنده خورد درجاخشکم زد..✘ ✘چندبار اسمشو خوندم....✘ ✘تمام خاطراتش اومد جلوچشمم....✘ ✘حتی اخرین حرفش که بهم گفت هری...✘ ✘خواستم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...✘ ✘نوشته بود«دوست دارم دیوونه».....✘بااین حرفش تمام گذشته رو فراموش کردم ...✘ ✘نوشتم «منم دوست دارم عشقم»✘ ✘بالبخند اومدم دکمه ی ارسال وبزنم..✘
.
. ✘نوشت☜«ببخشید اشتباه شد»☞
▁ ▂ ▁ ▂ ▁ ▂ ▁ ▂ ▁ ▂ ▁ ▂
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﺑﺎ ﻫﻢﺍﺯﺩﻭﺍﺝﮐﻨﻨﺪ ﭘﺪﺭِ ...

خوشبختی یعنی وقتی بیدار میشی ...دخترا خون نبینن ...پسرام چوب...

... بــــــه هر کی خوبی نِِِـــــــــمودیــم بــــــه خوبی م...

✔️اونقــــــــــدے کـــــه✔️↯واســــــــــ ↯█رفیـــــقاے نار...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

فرشته های من اومدم خودمو معرفی کنم... اگه نخونی قهرم.. ببینی...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط