THE NAME

THE NAME...
«شب بارانی در سئول»
🖤💋...
.
.
در دل شب، باران آرامی روی خیابان‌های خلوت سئول می‌بارد. یونگی، با آن نگاه آرام و لبخند محو همیشگی‌اش، در حال برگشتن از استودیو است. خسته اما پر از فکر به کسی که تمام روز در ذهنش بوده: هه‌سو.

وقتی وارد خانه می‌شود، نورهای کم‌رنگ و صدای ملایم موسیقی کلاسیک فضا را پر کرده. هه‌سو با یک ژاکت پشمی بزرگ، روی کاناپه نشسته و کتاب می‌خواند. یونگی بی‌صدا نزدیک می‌شود، از پشت او را در آغوش می‌گیرد و زمزمه می‌کند:

> «امشب فقط می‌خوام کنار تو باشم. هیچ موسیقی‌ای، هیچ شعر جدیدی... فقط تو.»

هه‌سو لبخند می‌زند، کتاب را می‌بندد و سرش را به شانه‌ی یونگی تکیه می‌دهد. باران همچنان می‌بارد، اما درون خانه، گرمای عشق‌شان همه چیز را روشن کرده.

یونگی دست هه‌سو را می‌گیرد، او را به سمت پیانو می‌برد و می‌نوازد. آهنگی که هیچ‌کس نشنیده، فقط برای او ساخته شده. هه‌سو با اشک‌های آرامی که از گوشه‌ی چشمش می‌چکد، زمزمه می‌کند:

> «این زیباترین چیزی بود که تا حالا شنیدم...»

و یونگی، با صدایی آرام، پاسخ می‌دهد:

> «چون تو الهام‌بخششی. هر نت، هر واژه، از قلب من برای قلب توست.»
🖤💋...
نوشته شده با کمک هوش مصنوعی...
🖤💋...
@w.h.s.scenario.2025
دیدگاه ها (۰)

THE NAME...«سفر جاده ای بی برنامه»🖤💋.... . جونگ‌کوک و مینا ی...

THE NAME... «صبح زود در کتاب فروشی قدیمی» 🖤💋... . . نامجون و...

SCENARIO... 💋🖤STRAY KIDS... SUBJECT :وقتی PMS شدی و دل درد د...

SCENARIO...💋🖤BTS... SUBJECT :عضو نهمی و برای کنسرت پیش رو خی...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

چپتر ۱۰ _ سقوط سایهسال ها از روزی که باربارا دوباره به دنیا ...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط