{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش ستاره ای میشدم تا هربار با هزار زحمت از لابلای پرده ا

کاش ستاره ای میشدم تا هربار با هزار زحمت از لابلای پرده اتاقت نور کم سو و کوچکم را به تنهایی شبهایت می بخشیدم و به یادت می آوردم که تنهایی بی حد و مرز نیست. کاش یک شاخه از گلهای مریمی که مدتهاست مهمان گوشه باغچه ات شده اند را به گلدان سفالی روی میزت میبخشیدم تا هربار که چشمت به آن می افتاد پسرکی را بیاد می آوردی که نیمه های یک روز تابستانی با همین یک شاخه گل خواست عشقی بی بدیل را به تو هدیه بدهد. ببخش اگر هنوز یاد نگرفته ام پنهان کردن احساسی را که شاید دانستنش خم به ابروهایت بیاورد و لبخندی از سر دلرحمی بروی لبهایت بنشاند. من حتی همین لبخندها را هم دوست دارم. ببخش اگر هنوز کودکانه ترین راه ها را انتخاب میکنم برای شاد بودنت و هنوز آرزو میکنم که کاش بچه ای میشدم بیخیال نگاه های مردم ولبخند معصومانه ام را به نگاه های خسته ات میبخشیدم آنوقت بی هیچ ترسی اسمت را به زبان می آوردم ...
دیدگاه ها (۱)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

برده عمارت جئون

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

کاش ستاره ای میشدم تا هر بار با هزار زحمت از لا به لای پرده ...

دوست دارم به کودکی های مادرم بروم ،چهره ی معصومانه اش را ببی...

❤ نشسته‌ام به تماشای چشم چون پری‌اتکه سهم من بشود یک نگاه سر...

❤ نشسته‌ام به تماشای چشم چون پری‌اتکه سهم من بشود یک نگاه سر...

پدر روزت مبارک                     تصور چشم های معصومانه ات ...

پشت پنجره ایستاده ام …به عابرهای توی کوچه نگاه میکنم…لحظه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط