{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک برای جیمین و شوگا یه پیراهن و شلوار راحت داد و گفت: ب

کوک برای جیمین و شوگا یه پیراهن و شلوار راحت داد و گفت: بپوشید...من میرم به ات یه سر بزنم.
کوک اروم اومد اتاق ات و گفت: ات حالت خوبه؟......خوابت چقدر سنگینه....
ات توی خواب گریه میکرد: مامان..بیا پیشم...برگرد
کوک اروم رفت نزدیک و روی ات پتو کشید و گفت: هزیون نگو....یه خواب اروم..
ات اروم چشماشو باز کرد و گفت: کوک...پیشم بمون....نرو

کوک اول میخواست مخالفت کند ولی رفت روی تخت و ات سریع کوک رو بغل کرد و گفتم: ازم متنفری؟
کوک: معلومه که نه
ات: پس دوستم داری دیگه، درسته؟
کوک: تو دختر خوبی هستی
ات: پس عاشقمی
کوک: من فقط گفتم دختر خوبی هستی
دیدگاه ها (۲)

ات با خواب آلود و مستی گفت: پس میشه من دوستت داشته باشم؟کوک:...

جیهوپ میخواست بیاد سمتم که چندین سلبریتی دیگر که از موضوع خب...

دو ساعت بعد آهنگ قطع شد کوک: بسته دیگه..همه تون مستینات با م...

خلاصههههه شب شدویو ات داشتم خونه رو جارو میکردم که صدای در ش...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟏ات با چشمای پر از اشک از بغل...

از ماشین پیاده شدیم.کوک صورتمو سمت خودش چرخوند و گفت: ببینمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط