{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
.
از پرندگان مهاجر، عاشق تر است...
زنی را دیدم که زندگی برایش پرواز است...
زنی را در بیابان دیدم
در توهم
که پرواز می کرد
من زنی را دیدم در نمای پرستو...
و پرندگان مهاجری را دیدم که به سیمای زنی در آمدند...
من در توهمِ زن و پرواز و پرنده مانده ام،
که هر سه مهاجرند...
دیدگاه ها (۱)

من در سرم فکری ندارم جز عشق...که آن هم مانند شنهای روان ساعت...

...نُه ماه شدپدری که انتظار پسری را دارد!دختری که انتظار خوا...

قلبم را به تو میدهم مدتش را هم خودت تعیین کن اما گفته باشم ا...

نــــــــــــه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است! گفته ...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

گاهی آدم‌ ها تمام عمرشان را کنار کسی می‌گذرانند که سهم حضورش...

همسر پادشاه مین

داستان عاشقانه جدید

موسیقی

🌿🦆💚 پارک ملی بوجاق؛ جایی که طبیعت، آرامش و زندگی در کنار هم ...

رمن:گناه ابی p:3سه روز از ورودم به عمارت مهراد گذشته بود.هر ...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط