{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلمان تنگ می شود گاهی برای بودن های خیالی آدم های عروسکی.

دلمان تنگ می شود گاهی برای بودن های خیالی آدم های عروسکی. دلمان تنگ می شود گاهی برای خوابیدن های آرام زمان های کودکی. دلمان تنگ می شود گاهی برای بوسیدن گونه های عروسک بی جان. دلمان حتی تنگ روزهای رفته هم می شود. حتی تنگ نرسیدن های زود هنگام هم. حتی برای گرفتن هدیه هایی که مادر برایم می خرید چون خوب بوده ام. حتی برای ساعت هایی که می خندیدیم یا دعوا های الکی. دلم بی اختیار تنگ می شود. دلمان بی منّت تنگ می شود برای خوبی هایی که کردیم و بدی هایی که دیدیم مدام. دلمان تنگ می شود برای باران آمدن از چشمانمان. دلمان که تنگ می شود، خیلی چیز ها عوض می شود. دلمان که تنگ می شود، خیلی قانون ها تبصره می گیرند. دلمان که تنگ می شود، خیلی پل ها می شکنند. دلمان که تنگ می شود، خیلی راه ها نرفته می روند. این دلتنگی ها را مدیون دلی باش که تنگ می شود گاهی حتی برای خود از خود بی خبرت. دلتنگ شو گاهی حتی برای خنده هایت...
دیدگاه ها (۱)

انگشتانت را قرض می خواهم برای شمارش روزهای نبودنت. قرار نبود...

ناودان قصه می گفت. کوچه خسته آرام آرام خواب می رفت. ناودان ق...

نگاهت حزن انگیز تر است از کور سوی فانوس دریایی که شاهد یکی ش...

همین که دوستش داشته باشم کافیست. همین که احساس خوبی داشته با...

خستگی و حوصله نداشتن که به معنای دوست نداشتن نیست. آدمها حق...

بازی ارواح در شعله آتش¹..باد وزیدن گرفت.از میان دالان ها گذشت و زیر ابریشم ها،جسم گرفت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط