{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا کودک فرض کردی...مرا ساده پنداشتی و به سادگی کودکانه ا

مرا کودک فرض کردی...مرا ساده پنداشتی و به سادگی کودکانه ام خندیدی...اما من گریستم برایت زیرا نفهمیدی اعتمادم انقدر به تو زیاد بود که فکر این روزها را نمیکردم....
دیدگاه ها (۱)

دهان تنهاییم آب می افتد برای یک قطره بودنت.....

حوالی ما توقف ممنوع است.......

از این جایی که من هستم تمام شهر معلومه....کنارم خیلی ها هستن...

ساده ام....جذاب هم نیستم...ساکتم....اصلا انقدر آدم نیستم که ...

درخواستی عضو هشتم Part: ⁹رایا حالا دیگر حاضر بود بمیرد اما د...

دیشب با ماشینم از کنار تجمعات رد میشدم

برا اولییییین بار تو تاریخ 50 ساله انقلابهکه بر اساس نظرسنجی...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

پایین.............درسته تو آف ابدی بودیم و قرار نبود باز بیا...

پارت چهاردهم

قسمت ۷

سناریو شوگاماشین رو که پارک کرد، در رو با یه شدت بست که صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط