ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود"!!!
ترسم این است نیایی نفسم تنگ شود"!!!
نقش رویایی تو هی کم و کم رنگ شود"...
ثانیه گُم بشود عقربه ها گیج شود"...
دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود"...
ترسم این است از این خانه دلت قهر کند"!!!
قصّه ها کَم بشود فاصله فرسنگ شود"...
نکند بوسه بمیرد خبرش گم بشود"!!!
دل شکستن نکند مایه ی فرهنگ شود"...
نکند شاخه ی لرزان بشود شانه ی من"!!!
هق هق گریه ی بندآمده آهنگ شود"...
تلخی قهوه ی لب های تو زجرم بدهد"...
لب بچیند دل و با گریه هماهنگ شود"...
وای اگر در دل مرداد ؛ زمستان بشود"!!!
قلب بی عاطفه ات یک سره از سنگ شود"...
سینه را آه دل سنگ تو آزار دهد"!!!
وای اگر سادگی ام ؛ مایه ی نیرنگ شود"...
نقش رویایی تو هی کم و کم رنگ شود"...
ثانیه گُم بشود عقربه ها گیج شود"...
دل خوش باورم آواره و دلتنگ شود"...
ترسم این است از این خانه دلت قهر کند"!!!
قصّه ها کَم بشود فاصله فرسنگ شود"...
نکند بوسه بمیرد خبرش گم بشود"!!!
دل شکستن نکند مایه ی فرهنگ شود"...
نکند شاخه ی لرزان بشود شانه ی من"!!!
هق هق گریه ی بندآمده آهنگ شود"...
تلخی قهوه ی لب های تو زجرم بدهد"...
لب بچیند دل و با گریه هماهنگ شود"...
وای اگر در دل مرداد ؛ زمستان بشود"!!!
قلب بی عاطفه ات یک سره از سنگ شود"...
سینه را آه دل سنگ تو آزار دهد"!!!
وای اگر سادگی ام ؛ مایه ی نیرنگ شود"...
- ۸۹۴
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط