{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید به چشم تو نیام، با ظاهر همیشگی

شاید به چشم تو نیام، با ظاهر همیشگی
شاید دیگه خسته شدی، از این همه دل‌سادگی
شاید به چشم تو نیام، این‌جوری که بودم باهات
حس می‌کنم که اون روزا، عادی بودم دیگه برات
قدر اون احساسو باید میدونستی، درگیر ظاهرم نباش
هر چی که گذشت ؛ بعد اون، هیچی نیومده به جاش
نگاهت رنگ رفتن داشت، انگاری دوس داشتی بری
عوض شده بودحست به من، بودی دنبال حفظ ظاهری
میخواستی که تغییر بکنم، یه شکل تازه‌تر بشم
جلب توجه بکنم و از هر نظر بهتر بشم
نمی‌تونستم به خاطرت، یه خورده معمولی بشم
شاید دیگه تو رو نخوام، دور تو هم خط بکشم
شایدبرم دنبال کسی، که از توهم خیلی بدتره
تا یادم بره این حسمو، بی‌تو بودن ازم بگذره
قدر این احساسو ندونسی ، درگیر ظاهرم شدی
اصل واقعیت رو ندیدی وفق سایه ها... شدی
/ سعید
دیدگاه ها (۴)

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته یکی مبهوته و یاد روزای رفته ...

قدیرم نوشته ... اشتباهدراین آسمان ؛ جایم نیستکوله بارم درشهر...

به سوک چشمانی فقط می میرم تا که وزشرم وندامت مبادا به هنگام ...

بیانم را ندانستی، نگاهم را نفهمیدی نگفتم اصل گفتنی‌ها رو، تو...

توجه به پست نکنید موقتهمیخوام رولمو مینا (توایس) کنم و ایشال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط