{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته
یکی مبهوته و یاد روزای رفته می‌افته
نه اون که میره می‌خواد و نه اینکه مونده می‌خنده
شاید این جوری قسمت بود، چی میشه بی هموو آینده
چی میشه بی هم روزایی که هر لحظه‌ش یه دنیا بود
نمیشه بی هم خندید و نمیشه فکر فردا بود
تموم لحظه‌هام آهِ خیال با هم بودن شد
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد
گرچه بادلخوش کنکا فقط اینو خیلی خوب میدونم
یه عمر با خودت تنها ولی سخت میشه عادت کرد
/ سعید
دیدگاه ها (۳)

قدیرم نوشته ... اشتباهدراین آسمان ؛ جایم نیستکوله بارم درشهر...

فانوس به دست دوردستها ؛ به کوچه ها می رومنور حتی تا نزدیکم ر...

شاید به چشم تو نیام، با ظاهر همیشگی شاید دیگه خسته شدی، از ا...

به سوک چشمانی فقط می میرم تا که وزشرم وندامت مبادا به هنگام ...

نمی‌دونم چطور توضیحش بدم… فقط می‌دونم یه لحظه چشم‌هام رو بست...

چهره ی پشت نقاب پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط