{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیرم نوشته ... اشتباه

قدیرم نوشته ... اشتباه

دراین آسمان ؛ جایم نیست

کوله بارم درشهرشلوغ پر از تنهایی است

پر از روزگاران بد ، مردمان بد ...

بردارم بار سفر

برخیزم از این دیار بی مراد

شب های ساکتم را صدایی نمی آید

گداختم و ، گریزانم از این همه نامردمی ها

آویخته بر این لحظه ها می کشم همه پیکرم را

تا بسازم شهر ی برای فردای تنهای اش

/ سعید
دیدگاه ها (۳)

فانوس به دست دوردستها ؛ به کوچه ها می رومنور حتی تا نزدیکم ر...

باید سکوت کنم چندیست تمرین می کنم / من می توانم ،می شود آرام...

همیشه آخر قصه یکی راهی شده رفته یکی مبهوته و یاد روزای رفته ...

شاید به چشم تو نیام، با ظاهر همیشگی شاید دیگه خسته شدی، از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط