{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

متنفر می شوم ...

متنفر می شوم ...

از لحظه هایی که نمی دانم ...

می خواهم برای کدام روز ...

اشک بریزم ...

با بغضی تب دار ...

به قاب عکس خیره می شوم ...

مثل هر بار به بن بست میرسم ...

متنفر می شوم از لحظه هایی که ...

دردی در قلبم می کوبد ...

می کوبد ...

می کوبد ...

مگر عشق از دستان خدا شروع نمی شود؟

پس چرا شعری دیگر نمی گوید...؟

می شود باری دیگر ...

آخر داستان را عوض کند...؟
دیدگاه ها (۱۳)

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

پارت ۱۲

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط