{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جیا

ویو جیا
منظرتون وقتشه گریه کنم؟
ن نیسسس چون تح لذتمههه
تهیونگ : صدات نیومدد؟
جیا: نکنه منتظره گریه ایی
.....( بچه وقتی... میزارم یعنی نفسش از سوزش میگیره نمیتونه حرف بزنه )
( بغض)
کوک: منتظرشم‌میمونیم نزدیکه
جیا: بمون تا زیر پات... الف سبز ...شهههههه ( بغض
تهیونگ‌یچی دیگه برداشت
میشه گف سیم بوو سفت بود فندکشوو روش گرفت از اول تا اخرش میکشید تا داق شه
جونگ کوک با همون تیغ لباسمو دراورد ار بالا تنه با لباس زیر بودم ولی شلوارو داشتم
تهیونگ وقتی از داغ بودن مطمعن شد سمو بالا نافم گزاشت و ب بقل پهلو هام فشارر داد که قشنگ شکل کمرمو دراورده بود داغهههههههههههه فکنم جای سوختگیش یادگاری امشب میمونههخ سوزش دست و داغ بودن این داشتممممممممم ممیمرد حال میداد ولی گریههه الان وقتشههه ؟
ن ن ن میتونم وایسممم
جیا: خوبه ... عالی ... ادمه بدید( بغض
تهیونگ: خوبی؟ انگار دختر کوچولو دردش گرفته
جیا:: دختر کوچولو ......باشه باشه برش دار داغههههه...( بغض
کوک: گریتتتت؟ درد کشیدنت نمیبینمششووونن
جیا: ببخشیدددد لطفااا بسههه( بغص
داشتم از تح وجودم درد میکشیدمممم ولی خب درباره گریه من ۹ ساله گریه نکردم چطوری الان؟
جیا: بسه بسه برش داررر
دیدگاه ها (۰)

ویو جیا تهیونگ : نچ جیا: ببخشیددددددد... لطفا مع.ذرت میخوام ...

ویو جیا کوک: منم تو اتاق نشستم برات لباساتو اماده میکنمجیا:...

ویو جیا حرف زدن نمیدونم ولی حس بدی داشتم( جون من؟ داره تحدید...

ویو جیا دوتایی؟ میخوان چیکار کننن؟این دفعه انگار زیاده روی ک...

اون لقب...فلش بک یک و نیم ماه پیشآروم اومد سمت زنجیرها و با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط