{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جیا

ویو جیا
کوک: منم تو اتاق نشستم برات لباساتو اماده میکنم
جیا: باشه( بی نوجه اروم
وقتی از حموم بیرون رفت
خودمو شستم
حوله هم‌بم‌داد وقتی خارج شدم رو تخت نشسته بود ولی ن جونگ کوک
تهیونگ
تهیونگ : لباسات اینجاس
جیا: برو بیرون
تهیونگ: اتاق منه
جیا: میخوام لباس عوض کنم
ته: عوض کن خو
لباسامو برداشتمو تو حمو عوض کردم
داشتم از اتاق خارج میشدم
که صدام کرد
ته: جیا
جیا: ها
بیا اینجا
جیا: ترجیع میدم برم اتاقمم
ته: میگم‌بیا بیا( سردد
رفتمو بقلش نشستم
جیا: ها
استینمو کشید بالا و اون زخم کوفتی
ی کرم مانند زد بهش و سوختتت
جیا: ایی
تهیونگ : یکم درد داره ولی خوب میشه چاشم گ
میره نگران نباش بد اگه سوختت بهم بگو ..تمام
چی دستمو باند پیچی کرد کی کجا
انقدر حواسم بهش بود که نفهمیدم
رو تخت خوابوندم
نکنه بازم..
لباسمو داد بالا جای سوختنیارو از همون پمادهزد
دیدگاه ها (۲)

ویک حیا سوختگیش مرگ بارر بودد کل ذخممو با پماد پوشوندته: خب ...

ویو حیا نگاه سنگین جفتشونو حس کردم جیا: میشه بس کنید بزارد ب...

ویو جیا تهیونگ : نچ جیا: ببخشیددددددد... لطفا مع.ذرت میخوام ...

ویو جیامنظرتون وقتشه گریه کنم؟ ن نیسسس چون تح لذتمههه تهیونگ...

پلیس من...p8

#قمار_سرنوشت پارت²⁸ته : عاااا ناراحت شدی لونا : چیزه .. نه م...

« دانش آموز شیطون من » « پارت هفتم »ته یونگ ، کوک رو خوابون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط