{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جیا

ویو جیا
تهیونگ : نچ
جیا: ببخشیددددددد... لطفا مع.ذرت میخوام اشتباه کردممم ......تند رفتم میدونم برش........ دار داغههه....( بغض
تهیونگ : نننننن
ی ورقعه المینیومی که فک نکنم فلزی برداشت با شمع کلشو داغ کرد
یتکشو بم چسبوند
جیا: جیغغغعغ بسه بسه غلط کردممم تزوخداااا بخشییدد ( گریه
ورقه رو کانل نزاشته بود برداشت
کوک نزدیکم
شدو با دستش اشکای صورتمو پاک‌کرد
کوک: افرین‌کوچولو
تهیونگ تو ی حرکت براید استایل بقلم‌کردو برد تو حموم خودشون
اب تنظیم‌کرد و گزاشتتم توش اب تو ذخم رو دستم رف سوخت ولی خب
سوهتگی دلم خنک‌شد
تهیونگ از اتاق خارج شد و جونگ‌کوک موند
جونگ کو نزدیکم امد
کوک: لباساتو درار
جیا: جلو تو
کوک: ن پ جلو بابات خوبه خودم بزرگت کردما
جیا: اره بزرگ کردی همچی برام گزاشتی( اروم
کوک بقل وان رو زانو نشست
کوک: درار
وقتی شلوارمو هم دراوردم فقط با لباس زیر بودم
کوک: از اون شامپو نزن باعث میهش بدنت بسوزه
منم
دیدگاه ها (۰)

ویو جیا کوک: منم تو اتاق نشستم برات لباساتو اماده میکنمجیا:...

ویک حیا سوختگیش مرگ بارر بودد کل ذخممو با پماد پوشوندته: خب ...

ویو جیامنظرتون وقتشه گریه کنم؟ ن نیسسس چون تح لذتمههه تهیونگ...

ویو جیا حرف زدن نمیدونم ولی حس بدی داشتم( جون من؟ داره تحدید...

تو مال منی...p6

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۳۰ (بخش دوم)سئول اولین کسی بود ک...

زیبای من...p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط