{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

↰بی اعتمادم↱

↰بی اعتمادم↱

↰میدونی چرا↱

⇈چون کبریتی دستمو ⇈

⇍سوزوند که روش نوشته بود⇏

↩بی خطر↪

⇙هِی رفیق به ‌هر کسو ناکسی⇘

⇚اعتــ ـــــ ـــــ ـــــماد نکن⇛
دیدگاه ها (۱)

می دونی بعضی روزآ دیگـه نـه خآطــــره نـه بـــــغض نـه اَشکـ...

گاهی هم اینجوری فکر کنیم بد نیستاﻭ " ﻣــﺮﺩ " ﺍﺳﺖﺩستهایش ﺍﺯ ﺗ...

ﺩﻝ ﻣﯿﺒــــــــﻨﺪﯾـــﻢ ﺑــھ ﯾــڪ حُُﺒــــــﺎﺑــْْــــــــ ......

ﺗﻮ☞ﻣﻨﺘﻈﺮﯼ ☜ اون☞ بیاد ســمْتِــت!!☜ اوﻦ ☞ﻣﻨﺘﻈﺮه ☜ ﺗﻮ☞ برﯼ سم...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

مال من باش Part:20ـ خانم جئون سریع بیا دفترم...ـ چشم ارباب.....

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

میدونید اولین نفری که در صدر اسلام قرآن هارو سوزوند کی بود؟ت...

آخرین دعا 18

پارت چهلم | حقیقتِ سفرپارک لاراپسرا بالاخره نشستند.چند ثانیه...

پیوند خون و اختیارپارت ۸ | انتخابی میان خون و حقیقتصبح زود، ...

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط