{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنان جمعشان جمع بود و به تنها کسی که نیاز نداشتند او بود

آنان جمع‌شان جمع بود و به تنها کسی که نیاز نداشتند او بود..
و اگر هم در آنجا حضور داشت باید چندبار صدا میزد و شاید هم فریاد تا به او هم گوش فرا دهند ولی انگار وجود نداشت و اگر هم داشت حس نمیشد

_ برای همین دیگر در جمع بودن برایش آزاردهنده بود.


«من نوشت»

«ر.کاف»
دیدگاه ها (۴)

نزدیک به اذان ظهر بود با پای خونین کشان کشان سعی داشت خود را...

تو مرا سخت غمگین می‌کنی..با نبودنت نه با بودنت.فکر نمی‌کردم ...

داشتم همراه با غذا خوردن آخرین نوشته‌ام را که درباره دیگر بر...

ای دست نیافتنی ترینم!چند وقتیست که دیگر برایت نمینویسم.آنقدر...

پارت 1در میان جمعیت نور های بنفش و سفید‌ ارمی ها فریاد میزدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط