پارت
پارت ۷۵
اونیکس*
فوری گوشی رو قطع کردم و سریع سوار ماشین شدم
یعنییی ی تار مو از سر ماریم کم شه اونارو پاره میکنم! {عصبی}
چرا بر نمیدارهه
هوفففف ماری هوف گفتم جاییی نرو
زنگ زدن ب دوستش
لنا:الو
الو ماری پیش توعه
لنا:ن چیزی شده جرا انقد عصبی
{وا این چرا قطع کرد؟
یعنی نمیدونم ماری این سگ اخلاقو چجوری تحمل میکنه }
هوففففففف ماری بردار
برداررر! {حرص}
ماری **
مامان واست میوه پوست بگیرم ؟
مامان ام: ن فدات شم دکتر گفته چیزی نخورم هنوز واسه خودت پوست بگیر ببین بازم لاغر شدی
راستیمامان شارژر داری گوشیم باطریش تموم شده
مامان ام: ن مال منم مونده خونه
باشه اشکالی نداره ،راستی از لوکاس خبری داری؟
مامان ام : دیروز با زنداییت حرف زدم رفتن خونشون ولی چیزی راجب لوکاس نگف
عا باشه
مامان ام : ماری جونم؟
بله؟
مامان ام : مامان نمیخوای برگردی؟
مامان الان راجبش حرف نزنیم باشه قول دادم حتما میام حرف میزنیم
مامان ام : باشه باشه ساعت چنده؟
۲۰و رب دیگه باید برگردم
مامان ام : یکمم بمون حداقلش نیم ساعت باشه؟
باشع
اونیکس**
مگهه من بهتون نگفتم جایی نزارید بره!
خدمتکار:اقا بخدا
{ عصبی }تو یکییی خفه شو
خدمتکار:اخه.
گفتممم لال شییین
گمشید بیرون همین الانن تا نزدم نکشتمتونننن !
بعد از نیم ساعت **
ماری**
مامان دیگه میرم مواظب خدت باش خدافظ
مامام ام: خدافظ دورت بگردم
سوار ماشین شدم و راه افتادم
واییییی یادم رفته بود نکنه اونیکس برگشته گوشیمم ک شارژ نداشت!
زودی برم دیرمم شد
بعد از ۱۰ دقیقه*
ماری *
رسیدم و رفتم تو
خونه ساکت بود چراغم خاموش بوی دود و عرق میومد
آروم آروم رفتم جلو
اونیکس اومدهه بوددد
روشو اونور کرده بود و رو صندلی لش شده بود
فک نکنم حالش خش باشه
آروم رفتم جلو ک پام خورد ب یچی صدا داد
با صدای اون صدای اونیکس کل خونرو گرف
اونیکس: مگه بهتون نگفتم این طرفا پیداتون نشه گم شین بیرون !(عصبی}
یجوری داد زد موهای تنم سیخ شد از ترس
فک کنم قبل از اینکه من اومدم اینجا واسه اون بدبختا مراسم ختم گرفته
کف زمین کلی شیشه خورده بود یعنی جرعت نداشتم برم پیشش فک کنم خیلی عصبیه چون گوشیمم شارژ نداشت
پارت جدیدو بخاطر اینکه اکثریت گفتین گذاشتم
{شرط پارت بعد
لایک بالای ۱۵
کامنت بالای ۳۰}
اونیکس*
فوری گوشی رو قطع کردم و سریع سوار ماشین شدم
یعنییی ی تار مو از سر ماریم کم شه اونارو پاره میکنم! {عصبی}
چرا بر نمیدارهه
هوفففف ماری هوف گفتم جاییی نرو
زنگ زدن ب دوستش
لنا:الو
الو ماری پیش توعه
لنا:ن چیزی شده جرا انقد عصبی
{وا این چرا قطع کرد؟
یعنی نمیدونم ماری این سگ اخلاقو چجوری تحمل میکنه }
هوففففففف ماری بردار
برداررر! {حرص}
ماری **
مامان واست میوه پوست بگیرم ؟
مامان ام: ن فدات شم دکتر گفته چیزی نخورم هنوز واسه خودت پوست بگیر ببین بازم لاغر شدی
راستیمامان شارژر داری گوشیم باطریش تموم شده
مامان ام: ن مال منم مونده خونه
باشه اشکالی نداره ،راستی از لوکاس خبری داری؟
مامان ام : دیروز با زنداییت حرف زدم رفتن خونشون ولی چیزی راجب لوکاس نگف
عا باشه
مامان ام : ماری جونم؟
بله؟
مامان ام : مامان نمیخوای برگردی؟
مامان الان راجبش حرف نزنیم باشه قول دادم حتما میام حرف میزنیم
مامان ام : باشه باشه ساعت چنده؟
۲۰و رب دیگه باید برگردم
مامان ام : یکمم بمون حداقلش نیم ساعت باشه؟
باشع
اونیکس**
مگهه من بهتون نگفتم جایی نزارید بره!
خدمتکار:اقا بخدا
{ عصبی }تو یکییی خفه شو
خدمتکار:اخه.
گفتممم لال شییین
گمشید بیرون همین الانن تا نزدم نکشتمتونننن !
بعد از نیم ساعت **
ماری**
مامان دیگه میرم مواظب خدت باش خدافظ
مامام ام: خدافظ دورت بگردم
سوار ماشین شدم و راه افتادم
واییییی یادم رفته بود نکنه اونیکس برگشته گوشیمم ک شارژ نداشت!
زودی برم دیرمم شد
بعد از ۱۰ دقیقه*
ماری *
رسیدم و رفتم تو
خونه ساکت بود چراغم خاموش بوی دود و عرق میومد
آروم آروم رفتم جلو
اونیکس اومدهه بوددد
روشو اونور کرده بود و رو صندلی لش شده بود
فک نکنم حالش خش باشه
آروم رفتم جلو ک پام خورد ب یچی صدا داد
با صدای اون صدای اونیکس کل خونرو گرف
اونیکس: مگه بهتون نگفتم این طرفا پیداتون نشه گم شین بیرون !(عصبی}
یجوری داد زد موهای تنم سیخ شد از ترس
فک کنم قبل از اینکه من اومدم اینجا واسه اون بدبختا مراسم ختم گرفته
کف زمین کلی شیشه خورده بود یعنی جرعت نداشتم برم پیشش فک کنم خیلی عصبیه چون گوشیمم شارژ نداشت
پارت جدیدو بخاطر اینکه اکثریت گفتین گذاشتم
{شرط پارت بعد
لایک بالای ۱۵
کامنت بالای ۳۰}
- ۹.۱k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط