{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....
زمانی که به یاد نگاهت به چشمان نجیبت می اندیشیدم ....
تا به کی این قطره هااشک , باران نگاه غمگینم خواهند شد .....
چه دردی کشیدم بعد رفتنت , در دل سوختنم را کسی ندید.....
آتشی در وجودم هست , که قطره های اشکم نیز آبی بر این آتش نشد .....N
دیدگاه ها (۲۰)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

★彡   Part 65 彡★ با کف دستم اشک ها رو از روی صورتم پاک کردم و...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....زمانی که به یاد نگاهت...

چشمانم چون ابر بهار می‌بارد،از دل پر درد، اشک روان دارد.این ...

کاش میشد ای خدا تا باز کودک می شدمکودکی ده ماهه در آغوش مادر...

..،،:«{{*معنا*}}»:،،.. ۰۰((( پاییز - ۱۳۹۳ )))۰۰

.مباد آن که عبای تو یک کنار بیفتدمیان راه، تن تو بی اختیار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط