{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....

زمانی که به یاد نگاهت , به چشمان نجیبت می اندیشم ....

تا به کی این قطره های اشک , باران نگاه غمگینم خواند بود .....

چه دردی کشیدم بعد رفتنت .....

در دل سوختنم را کسی ندید .....

آتشی در وجودم هست ....

که قطره های اشک نیز ,آبی بر این آتشم نشد....


N
دیدگاه ها (۴)

نبودنم را با هزاران نفر تقسیم کرده ای ....اما من نبودنت را ...

برای غربت این خاطره ها ....تنها جای آشنا , رفتن به دیاریست ....

خدایا .....حکمتت را شُکر .....وقتی با دلی امیدوار به درگاهت ...

........ تقدیم به سردار عشق و معرفت ........ آب نیز شرمنده ی...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

★彡   Part 65 彡★ با کف دستم اشک ها رو از روی صورتم پاک کردم و...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

کاش مجالی میدادند این قطره های اشک ....زمانی که به یاد نگاهت...

در این تنهایی دلم خدایا چه زیباست ...نوازش چشمان مهربان .......

چشمانم چون ابر بهار می‌بارد،از دل پر درد، اشک روان دارد.این ...

کاش میشد ای خدا تا باز کودک می شدمکودکی ده ماهه در آغوش مادر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط