{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام...

خسته ام...
از خیره ماندن
به جای خالی ات در قاب عکس ،
از پرسه هایت
در خیالم که کلافه ام میکند ،
از ناگفته هایی که
تنها "تو" بودی گوشِ شنوایش ،
دیگر نمیدانم خودم را به کدام راه بزنم!
به هر بیراهه ای هم زدم
پایانش "تو" بودی...!
#سروش_کلهر
دیدگاه ها (۱)

عشق ، عجیب‌تر از آن است که در یک زن خلاصه شودو زنغریب ‌تر از...

چـه کـرده‌ای که از پشتِ فرسنگ‌ها و سال‌ها فاصلــه بی‌آنکه بب...

قرارمان نیمه شب شرعی کنار پنجره!! ...

قلبم را از سینه درآوردمچراغ را خاموش کردمو خوابیدممطمئنمدیگر...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»باباجونم…می‌دانی؟ خانه هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط