پاییز می رود و من تمامِ خاطره های پاییزانه ی مان را در صن
پاییز می رود و من تمامِ خاطره های پاییزانه ی مان را در صندوقچه ی مخصوص به پاییز میگذارم و صندقچه ی زمستانیه مان را باز میکنم
خاطره های زمستانیه سفیدمان ، همان هایی که از صبح تا شبمان به انتظارِ برف سپری می شد❄ 🌬
آنقدر عاشقِ برف بودی که من بیشتر از بارشِ برف از ذوقِ تو قلبم پر از هیجان می شد ،
چه خوب ...
در صندوقچه ی زمستانیه مان آنقدر خاطره هست تا من ثانیه به ثانیش را با یاد تو بگذرانم و کمتر به نبودنت فکر کنم
خدارا چه دیدی شاید با یکی از این بارش های برف آمدی
اصلا شاید یکی از این بلور های الماسِ برفِ درخشان ، تو باشی ،
جزو همان هایی که مستقیم در چشمم فرو می رود ،
من هم تو را همانجا تا ابد نگه می دارم ... دیگر دنیا را با هم میبینیم ... زیبا نیست؟
خاطره های زمستانیه سفیدمان ، همان هایی که از صبح تا شبمان به انتظارِ برف سپری می شد❄ 🌬
آنقدر عاشقِ برف بودی که من بیشتر از بارشِ برف از ذوقِ تو قلبم پر از هیجان می شد ،
چه خوب ...
در صندوقچه ی زمستانیه مان آنقدر خاطره هست تا من ثانیه به ثانیش را با یاد تو بگذرانم و کمتر به نبودنت فکر کنم
خدارا چه دیدی شاید با یکی از این بارش های برف آمدی
اصلا شاید یکی از این بلور های الماسِ برفِ درخشان ، تو باشی ،
جزو همان هایی که مستقیم در چشمم فرو می رود ،
من هم تو را همانجا تا ابد نگه می دارم ... دیگر دنیا را با هم میبینیم ... زیبا نیست؟
- ۸۴.۷k
- ۰۳ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط