با لب و خال و خط و زلف و رخ و پیشانی

با لب و خال و خط و زلف و رخ و پیشانی
شده ای مقصد صد جاذبه ی ایرانی

مثل تو دیده به شیراز و بخارا حافظ
شش جهت گفته برایت غزلی عرفانی

چشم گردشگر دل دیده لبان و دهنت
شده چون پسته ی خندان دهن کرمانی

عطر ناب گل قمصر همه جا می پیچد
یک بغل گل اگر از روسریت افشانی

هنر دست تو و سازه ی ابروی کجت
شده یاد آور چاقوی خم زنجانی

بوسه ای از رطب سرخ لبت زلزله ایست
ارگ لرزان دلم مانده پس از ویرانی

می زنی باز صدایم که پر از خاطره ام؟
به همان لهجه ی شیرین خودت،تهرانی!

#سعید_اصلانی
دیدگاه ها (۰)

بـــاز کن در را برایت شعــــر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر ا...

در تلاشـم نـازنینم ، شـاد و خندانت کنمدردها داری بـه دل ، بـ...

گفتم که مژده بخش دل خرم است اینمست از درم درآمد و دیدم غم اس...

مثل تو ، زیر سایهء دیوار بنشینمچشم انتظار وُ پیر ِ اندوهبار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط