قدیم ترها...

قدیم ترها...
همیشه علاجی برای هر دردی بود؛
مثل روغن چرخ خیاطی...
برای ناله های لولای در!
مثل دوا گلی...
برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو!
مثل آغوش مادر بزرگ...
برای باریدنِ تمام بغض های جهان...!
چقدر دست هایمان خالی شده است!
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱۶

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

{محکوم به لمس } part 1 杂交种 استرس اضطراب ترس در جانش آمیخته ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

برده عمارت جئون

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۵قبله..توي انبار بود.. سرشو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط