{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیم ترها...

قدیم ترها...
همیشه علاجی برای هر دردی بود؛
مثل روغن چرخ خیاطی...
برای ناله های لولای در!
مثل دوا گلی...
برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو!
مثل آغوش مادر بزرگ...
برای باریدنِ تمام بغض های جهان...!
چقدر دست هایمان خالی شده است!
دیدگاه ها (۶)

.دیگه به وسطای شهریور که می‌رسیم آدم دلش فقط پاییز میخواد و ...

شاید اون کسی که دوربین رو اختراع کرد هیچوقت نمی دونست عکس ها...

.غروب بود و غباری وزید در گودالفلک صدای غریبی شنید در گودال....

همین که می‌نویسم کربلا شعرم تشنه می‌شودقلمم خون می‌ریزدهمین...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

جونگکوک: خوب چرا این زندگی خوبت رو رها کردی دخترک بی حس و پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط