{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که می‌نویسم کربلا

همین که می‌نویسم کربلا
شعرم تشنه می‌شود
قلمم خون می‌ریزد
همین که می‌نویسم حسین
واژه‌ها گریه می‌کنند
آب شرمنده می‌شود

عصرتون بخیر
دلتون حسینی
دیدگاه ها (۸)

.غروب بود و غباری وزید در گودالفلک صدای غریبی شنید در گودال....

قدیم ترها...همیشه علاجی برای هر دردی بود؛ مثل روغن چرخ خیاطی...

.تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینباز این به بعد و بعد از این آو...

گرچه در چای عزای تو شکر ریخته اند،ما نمک گیر « تو » هستیم ا...

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

🌹بخش اول🌹بسمه تعالی✳️ یادداشت بیانات حضرت آیت الله سیفی مازن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط