𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²
part¹²:
«ا.ت»
توی اتاق بودم،بهم گفتن اولین ملاقاتی داره میاد
فکر کنم یکی از دخترا باشه
خیلی درد دارم قفسه سینم میسوزه،صورتم اسیب دیده
نمیتونم پامو تکون بدم!
بد تر از همه قلبم...
منتظر ملاقاتی بودم...وایسا
تهیونگ چی؟
نگرانم شده؟
اصن واسش مهمه؟هه معلومه که نه حتما الان پیش اون دختره عوضیه(بغض)
من چرا دارم به اون فکر میکنم!ا.ت به خودت بیا
تو بام چیکار کردی که نمیتونم فراموشت کنم(بغض)
«در باز شد با فرد پشت در شوکم زد»
------------
«تهیونگ»
تهیونگ:«در اتاق و باز کردم،با نگاه اول انگار روح دیده بود قیافش خسته ولی خنده دار بود
چشاش از تعجب باز شده بود
انگار یه درصدم احتمال نمیداد که من بیام،حق داره،من چیکار کردم»
سلام!حالت خوبه؟(بغض)
-----------
«ا.ت»
ا.ت:«اینجا چیکار میکنه!چرا بعض داره؟ وای نه ...نه!»
تو ...تو اینجا چیکار میکنی؟
-------------
«تهیونگ»
تهیونگ:نمیتونم بیا کسی که دوسش دارمو ببینم؟«به سمت تخت ولی با تردید قدم برداشتم،نمیدونستم تصمیمی که گرفتم درسته یا نه اما...مطمعنم حتی اگه تصمیم درست نباشه بازم ازش پشیمون نمیشم!»
------------
«ا.ت»
ا.ت:«قلبم لحظه ای با گفتن کسی که دوستش دارم لرزید
وه فایده که همش دروغه!
لعنتی چرا با کوچیکترین حرفت باید قلبم به ارزش در بیاد؟»
ولت کرده اومدی پیش من؟
کسی که دوسش داری؟
مضخرفه! بگو ببینم ...
«حرفم با حرکتش قطع شد!»
---------------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
part¹²:
«ا.ت»
توی اتاق بودم،بهم گفتن اولین ملاقاتی داره میاد
فکر کنم یکی از دخترا باشه
خیلی درد دارم قفسه سینم میسوزه،صورتم اسیب دیده
نمیتونم پامو تکون بدم!
بد تر از همه قلبم...
منتظر ملاقاتی بودم...وایسا
تهیونگ چی؟
نگرانم شده؟
اصن واسش مهمه؟هه معلومه که نه حتما الان پیش اون دختره عوضیه(بغض)
من چرا دارم به اون فکر میکنم!ا.ت به خودت بیا
تو بام چیکار کردی که نمیتونم فراموشت کنم(بغض)
«در باز شد با فرد پشت در شوکم زد»
------------
«تهیونگ»
تهیونگ:«در اتاق و باز کردم،با نگاه اول انگار روح دیده بود قیافش خسته ولی خنده دار بود
چشاش از تعجب باز شده بود
انگار یه درصدم احتمال نمیداد که من بیام،حق داره،من چیکار کردم»
سلام!حالت خوبه؟(بغض)
-----------
«ا.ت»
ا.ت:«اینجا چیکار میکنه!چرا بعض داره؟ وای نه ...نه!»
تو ...تو اینجا چیکار میکنی؟
-------------
«تهیونگ»
تهیونگ:نمیتونم بیا کسی که دوسش دارمو ببینم؟«به سمت تخت ولی با تردید قدم برداشتم،نمیدونستم تصمیمی که گرفتم درسته یا نه اما...مطمعنم حتی اگه تصمیم درست نباشه بازم ازش پشیمون نمیشم!»
------------
«ا.ت»
ا.ت:«قلبم لحظه ای با گفتن کسی که دوستش دارم لرزید
وه فایده که همش دروغه!
لعنتی چرا با کوچیکترین حرفت باید قلبم به ارزش در بیاد؟»
ولت کرده اومدی پیش من؟
کسی که دوسش داری؟
مضخرفه! بگو ببینم ...
«حرفم با حرکتش قطع شد!»
---------------------
سلام خوشگلا پارت جدید خدمتتون
لذت ببرید
لطفا لایک و کامنت و بازنشر کنید«بازنشر علامت کنار ذخیرس»
حمایت فراموش نشه پریزاد🌚★
#مجنون #فیک #فیکبیتیاس #سناریو #تهیونگ #جونگکوک #اکسپلور #بی_تی_اس #بلک_پینک
- ۱۴۳
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط