چند پارتی

چند پارتی
وقتی پ.ر.یود بودی

p2

ویو فردا

از خواب پاشدم بوی خوبی میومد
رفتم آشپزخونه دیدم این یوپ داره آشپزی می‌کنه از پشت بغلش کردم

این یوپ: بیدار شدی عشقم

ا.ت: آهوم
این یوپ : برو بشین تا صبحونه رو بیارم

صبحونه رو خوردیم رفتم دراز بکشم

هوانگ این یوپ رفت بیرون نمی‌دونم کجا رفت ( یاد یه توپ دارم قلقلیه افتادم😂)
صدای در اومد هوانگ این یوپ اومد تو اتاق دستش چندتا پلاستیک بود

ا.ت : اینا چیه؟

این یوپ: برات خوراکی خریدم

ا.ت :‌ واییی ( ذوق)

این یوپ: ( خنده)

ا.ت : عاشقتم

این یوپ : به من میگی یا خوراکی ؟ ( خنده)

ا.ت : به تو (خنده)

این یوپ: منم عاشقتم
و همو بغل کردن

پایان

&آشا&

بعدی از کی باشه؟
دیدگاه ها (۱)

عشق گمشده p9تهیونگ ویواز خواب بیدار شدم امشب مهمونی بود رفتم...

عشق گمشده p10ک یهو تهیونگ اومد سمتتتهیونگ : سلام ا.ت : سلام ...

چند پارتی هوانگ این یوپوقتی پ.ر.ی.ودی P1ویو ا.ت خواب بودم از...

عشق گمشده p8ویو تهیونگ بعد از این ک ورزش کردم رفتم خونه ی ق...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

طراح عشق

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط