"بوسه آتش بر گونه رز"

"بوسه آتش بر گونه رز"
part 22

جونگکوک تهیونگ رو نوازش میکرد و رایحش رو پخش میکرد که از درد تهیونگ کم کنه.
تهیونگ پوزش رو تو گrدن جونگکوک میکنه و لiس ارومی میزنه و رایحش رو نفس میکشه. تو همین حالت خوابش میبره اروم.
جونگکوک با حس کردن نفس های منظم جفتش فهمید که خوابش برده. خودش هم چشم هاش رو میبنده و میخوابه.

*فردا صبح*

تهیونگ اروم چشم هاش رو باز میکنه...دردی نداشت و خوب شده بود.
سرش رو بلند میکنه و به جونگکوک که غرق در خواب بود نگاه میکنه. نگاهش رنگ شیطانی میگیره و دم پشمالوش رو رو صورت جونگکوک میکشه.
جونگکوک با حس قلقلک رو صورتش اروم بیدار میشه.
- هومم..گرگ کوچولو بیدار شدی؟
تهیونگ پوزش رو نزدیک صورت خون خالص میاره و لiس کوچولویی رو Laب هاش میزنه.
جونگکوک خندش میگیره و گرگ رو محکم بغل میکنه و رو خزه هاش رو بوس میکنه.
- میشه برگردی به حالت انسانیت؟ دلم برای تهیونگ تنگ شده جناب الفا کوچولو
گرگ با دندوناش ملافه رو رو taنش میکشه و بعد از چند ثانیه تبدیل به حالت انسانیش میشه.
جونگکوک محکم تهیونگ رو بغل میکنه:
- پسر کوچولوم حالش چطوره؟
- بهتر از این نمیشم!
تهیونگ صورتش رو نزدیک صورت جونگکوک میبره و درحالی که با چشم های خمارش به Laب هاش نگاه میکرد نوک زبونش رو رو Laب های جفتش میکشه و جونگکوک قبل از اینکه پسر زبونش رو عقب بکشه، بین Laب هاش اسیرش میکنه و این شد شروع یه بوسه!
بعد از چندین ثانیه طولانی بوسشون رو با نفس نفس قطع میکنن.
تهیونگ ملافه ای که به خاطر بوسشون اومده بود پایین و taن بلوریش رو نمایان کرده بود رو میکشه بالا یکم.
- باورم نمیشه..
- چیو؟ اینکه برای من شدی؟
تهیونگ سرش رو به تایید تکون میده:
- اره..هه هه..چش حسودا کور
جونگکوک خم میشه و گونه تیهونگ رو مiبوسه.
- کیوتچه من...پاشو برو لbaس بپوش بریم صبحونه بخوریم
تهیونگ سرش رو به تایید تکون میدم و ملافه رو کنار میزنه و از رو taخت بلند میشه میره سمت کمد و یه شوrتک و یه پیرهن مردونه گشaد برمیداره تا بپوشه.
جونگکوک به منظره پرستیدنیش نگاه میکرد. وقتی تهیونگ لbaس هاش رو شروع به پوشیدن کرد بلند میشه و میره سرویس بهداشتی و کارای مربوطه رو میکنه. بعد از اون تهیونگ میره و بعدش که کار هاشون رو کردن میرن از اتاق بیرون و صبحونه میخورن.

:)💜
جونگکوک: @dian.kookv
دیدگاه ها (۱۸)

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

# قولی_که_شکست ###پارت ۸ تهیونگ گفت :_باشه عمه تهیونگ بلند ش...

سناریو ★وقتی میگی من اصلا خوابم نمیاد ولی 30 ثانیه بعد خوابت...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

پارت۴بکجین داره کتاب میخونه بلند میشه تا بره و به باکو یهچیز...

مشخصات

پارت ۲۴

دردسر های سه روزه ( پارت ۷ ) سونیک همش مراقب شدو بود و ازش م...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط