{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رانداخر

☆رانداخر☆
part 12
ات: عالییییییی
جونگکوک: منظورم این. بود که بچه میخوام اونم دوتاااااا
ات: نه بابا بفرما هشت تا کی میخواد نگرشون داره توکه سرکاری میخوات مخ منو بخورن
جونگکوک: دیگه دیگه
ات«پوکر نگاش کرد»
جونگکوک: هعییی بیا بغلم
ات: رفتم بغلش و فشارش دادم هیی ددی بی مغزم
جونگکوک: تو نمیتونی رمانتیک باشی نه
ات: نه
هردو:«خنده»

ویو شب:

ات: داخل اتاق بودم دلم خیلی درد میکرد جونگکوک هم رفته بود باند خودم تنها بودم به زور رفتم پایین و ی کیسه اب گرم اوردم و رفتم بالا و گذاشتم رو دلم بدون اینکه شام بخورم و خوابم برد

پرش زمانی به دوساعت بعد:
ات: باحس کردن نفس های گرم یکی روی گردنم از خواب بلند شدم و جونگکوک رو دیدم همونطوری که دراز شده بود بغلش کردم و با انگشت شستم گونشو نوازش کردم

جونگکوک: اتم دلش درد میکنه
ات: اره
جونگکوک: قربونت برم من چرا بهم نگفتی«قربونت رفت😑»
ات: دیگه نخواستم ناراحتت کنم... گشنمه
جونگکوک: شام خوردی؟
ات: نه
جونگکوک: هعییییی بیا بریم برات نودل درست کنم
ات: جونگکوک
جونگکوک: هوم
ات: ببخشید واقع حالم بد بود نمیتونستم برات شام درست کنم ولی قول میدم فردا ی ناهار خوب برات درست کنم
جونگکوک: عیبی نداره فدا سرت
ات: رفتم جلو بوسه کوتاهی روی لباش گذاشتم..... بعدرفتیم پایین و نودل درست کرد برام خیلی خوش مزه بود..... این خیلی خوش مزه
جونگکوک: نوش جونت
ات: تو چرا انقدر خوبی
جونگکوک: هعییی نه من فقط برای تو خوبم من ی مافیای خشن وترسناکم
ات: گگگگک ترسناک «اداشو در میاره» تو یه مافیای کیوت ومهربونی
جونگکوک: باشه اصلا من خوابم میاد بریم بخوابیم
ات: بریم منم خوابم میاد...... خواستم بلند بشم که درد بدی توی دلم پیچید وباعث شد بیوفتم روی زمین ... اخخخخ دلم

جونگکوک: ات خوبی«میاد وات رو بغل میکنه ومیبرش بالا روی تخت » اگه خیلی حالت بده بریم دکتر
ات: نه این درد برام عادی شده هرماه اینطوری میشم مهم نیست
جونگکوک: اگه خیلی اذییت شدی بگو
دیدگاه ها (۳)

☆راند اخر☆part 13جونگکوک: اگه اذییت شدی بگو ات: نه خوبم جونگ...

راند اخر☆part 14جونگکوک: خانمم چرا زحمت کشیدی ات: وظیفه عشقم...

☆راند اخر☆part 11ات: ازهم جداشدیم برای چند لحظه بهش خیره شدم...

امروز جونگکوک خیلی نانازشده بود هییییی ما نبودیم هعییییییییی

ددی جئون جونگکوک: باشهات: بریم صبحونه بخوریم جونگکوک: سری ت...

ددی جئون جونگکوک: ات بیهوش بود گذاشتمش روی تخت رفتم به دکتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط