{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی کن که هنر نیست به تن بالیدن

عاشقی کن که هنر نیست به تن بالیدن
از هر آغوش به آغوش دگر غلطیدن

لب نهادن به لب هر کس و ناکس هر شب
روزها هم به هوس بازیه خود خندیدن

هنر این است که در این شهر پر از دلبرکان
قلب خود را به یکی عرضه نمودن ، دیدن

یکنفر یافتن و دل ز یکی دزدیدن
صاف بودن و در آغوش یکی خوابیدن

معنی عشق اگر میطلبی جز این نیست ؛
دل یکی هست و به یک ناز,دلی بخشیدن

جای بوسیدن لبهای هزاران شیرین
لب شیرین یکی را همه شب بوسیدن.
دیدگاه ها (۲)

من از تمام دنیـــا … فقط آن دایـــره ی مشکےچشمـــان تـــو را...

کـاش دفتـر خاطراتــمچراغ جادو بودتا هر وقت از سـرِ دلتنگــیب...

ﻣﺎﻝ ﮐﺴــــــــﯽ ﺷﻮ ﮐﻪﻗﺪﺭﺗﻮ ﺑـــــــــــــﺪﻭﻧﻪﻗﺪﺭﺩﺍﺷﺘﻨـــــــ...

من زندگی را در عشق... عشق را در قلب... قلب را به خاطر اینکه ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت نهم: بازگشتِ سایه‌...

P : 31

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط