{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش گاهِ حمله بَر یاسِ کبود

کاش گاهِ حمله بَر یاسِ کبود
هیچ دیـوار و دَری آنجا نبود
کاش درآن‌لحظۀ شوم و پلید
حضرت‌عبـاس بودومی‌رسید
کاش درآن‌لحـظه‌هایِ‌بی‌کَسی
لـحظۀ تنهــائی و دلــواپسی
کاش در آن بُرههٔ نحسِ زمان
قبض‌می‌شد ،روحِ آن‌اهریمنان
کاش پهلـوها همـه فـولاد بود
نه خبر از درد و نـه از داد بود
کاش‌دستِ‌آن‌حرامی‌های‌پَست
لحظۀسیلی‌زِصدجامی‌شکست
کاش زهرا آن زمان منزل نبود
یا که قُنفذ ، از خدا غافل نبود
سینه‌ها، غمگینِ قتلِ یاس شد
تـا ابـد ، غرقِ عـزا عبـاس شد
نانجیبان‌رَحمشان‌خشکیده‌بود
این‌شقاوت‌راکجا کَس‌دیده‌بود
دخترِ پیغمبر است وکوثراست
از تمـامِ خَـلق او ، بـالاتر است
هـر زمــانی دشمنـان می‌آمدند
زخم‌ها بـر جـانِ مـولا می‌زدند
دردِ شمشیرِ عــدو چیـزی نبود
در قیـاسِ سینـه و رویِ کبـود
چشمِ مولا از غَمَش پُر آب بود
تا ابــد ، از بهـرِ او بیتاب بود
دیدگاه ها (۶۹)

بسته شد تقویمِ پاییزی که هرگز شاد نیستکوچه ی عشقِ من امشب...

میرم تا بودنم باور شودمیرم تا زخم دل بهتر شودمیروم تا خاطرات...

تا به کی دلخوش دیدار تو باشم تا کیتا به کی لحظه به ...

غمت روی دل من میخورد خاکگوَن بودم، تو بودی بوته ی تاکشدم هیز...

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

تکاپو پارت ۶۹:کلمات=گلوله🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍در میانِ آن آغوشِ سنگین و...

ادامه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط