part
part 5
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات: الان نمیدونم راستش چی بگم ولی تو تنها دوستم بودی
تهیونگ: خب الان میشم تنها عشقت
ات: اوووووووو کیم تهیونگ هم دلبری بلده
تهیونگ: بله به لطف شما دیگه توسری نمیخورم«خنده»
ادمین: خب بچه ها دوماه از رابطه ات و تهیونگ میگذره اینا خیلی عاشق هم میشن
ات: دوباره به ذوق اینکه برم تهیونگ رو ببینم زود از خواب بلند شدم ورفتم مدرسه
ویو مدرسه:
تهیونگ:روی نیمکت نشسته بودم که ات اومد
تهیونگ: سلام پرنسس
ات: سلام شامپانزه
تهیونگ: عههههههه بعت گفتم بهم نگو شامپانزه
ات: دیگه دیگه
تهیونگ: خب بگو ببینم درسات رو خوندی
ات: بله که خوندم «بچه ها ات الان خیلی درسش بهتر شده»
تهیونگ: افرین✓
ات: استاد اومد و منو برد پا تابلو که سوال ریاضی رو حل کنم منم بدون هیچ ریکشنی حلش کردم.... بچه ها پشماشون ریخته بود
یکی از دخترای کلاس گفت: اووووو کیم ات کی باعث شده که انقدر درس خون بشی
ات: تهیونگ
دختره: میخند پس با کیم تهیونگ قرارمیزارری «خنده از سر تمسخر»
ات: خنده داره
دختره: نه مگرتو بهش پابدی
ات: حوصله ندارم الان فکت رو میارم پایین ها هرچی باشه از تو بهتره بی سواد بدبخت دختره دیگه هیچی نمیگه
تهیونگ: ببخشید که باعث میشم بقیه مسخرت کنن
ات: تهیونگ به خاطر چیز های علکی معذرت خواهی نکن
تهیونگ: دوست دارم
ات: منم..... بلاخره زنگ خورد منو تهیونگ رفتیم داخل حیاط قدم بزنیم نشستیم روی ی نیمکت که تهیونگ به حرف اومد
تهیونگ:....
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات: الان نمیدونم راستش چی بگم ولی تو تنها دوستم بودی
تهیونگ: خب الان میشم تنها عشقت
ات: اوووووووو کیم تهیونگ هم دلبری بلده
تهیونگ: بله به لطف شما دیگه توسری نمیخورم«خنده»
ادمین: خب بچه ها دوماه از رابطه ات و تهیونگ میگذره اینا خیلی عاشق هم میشن
ات: دوباره به ذوق اینکه برم تهیونگ رو ببینم زود از خواب بلند شدم ورفتم مدرسه
ویو مدرسه:
تهیونگ:روی نیمکت نشسته بودم که ات اومد
تهیونگ: سلام پرنسس
ات: سلام شامپانزه
تهیونگ: عههههههه بعت گفتم بهم نگو شامپانزه
ات: دیگه دیگه
تهیونگ: خب بگو ببینم درسات رو خوندی
ات: بله که خوندم «بچه ها ات الان خیلی درسش بهتر شده»
تهیونگ: افرین✓
ات: استاد اومد و منو برد پا تابلو که سوال ریاضی رو حل کنم منم بدون هیچ ریکشنی حلش کردم.... بچه ها پشماشون ریخته بود
یکی از دخترای کلاس گفت: اووووو کیم ات کی باعث شده که انقدر درس خون بشی
ات: تهیونگ
دختره: میخند پس با کیم تهیونگ قرارمیزارری «خنده از سر تمسخر»
ات: خنده داره
دختره: نه مگرتو بهش پابدی
ات: حوصله ندارم الان فکت رو میارم پایین ها هرچی باشه از تو بهتره بی سواد بدبخت دختره دیگه هیچی نمیگه
تهیونگ: ببخشید که باعث میشم بقیه مسخرت کنن
ات: تهیونگ به خاطر چیز های علکی معذرت خواهی نکن
تهیونگ: دوست دارم
ات: منم..... بلاخره زنگ خورد منو تهیونگ رفتیم داخل حیاط قدم بزنیم نشستیم روی ی نیمکت که تهیونگ به حرف اومد
تهیونگ:....
- ۱۶.۹k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط