part
part 6
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ: ات ازت ممنونم
ات: برای چی؟
تهیونگ: کمکم کردی دیگه نترسم کمکم کردی دیگه تنها نب........ حرفم باقرار گرفتن لبای ات روی لبام قطع شد بعد از چند مین ازم جداشد
ات: وظیفمه کمکت کنم
تهیونگ:: رنگم شبیح گوجه شده بود این اولین بوسه من بود خیلی خجالت کشیده بودم.....
ات:«داره مثل خرس میخنده» واییی تهیونگ خجالت کشیدی تاحالا از این کارا نکردی..... برای چند لحظه جدی شدم و گفتم: اصلا من دوست دخترتم تا هالا منو یک بار هم بغل نکردی....... تهیونگ اومد دستاش رو دورم حلقه کرد و دوباره بوسه طولانی رو شروع کردن.....
ات: بالاخره کلاس تموم شد خواستمم برم که تهیونگ صدام کرد
تهیونگ: ات
ات: بله؟
تهیونگ: ی چیزی یادت رفته
ات: چی؟
تهیونگ: چی؟ واقع نمیدونی؟
ات: خب نه؟
تهیونگ: بغلم نکردی
ات: وای تهیونگ گفتم حالا چقدر مهمه
تهیونگ: یعنی منو بغل کنی مهم نیست..
ات: مهمه ها ولی.......
تهیونگ: اصلامن قهرم
ات: عه تهیونگ مگه بچه ای
تهیونگ: قهرمممممممم
ات: تهیونگ قهر نکن دیگه
تهیونگ: پس بغلم کن
ات: رفتم بغلش کردم و بوسه ای روی گونش گذاشتم و رفتم خونه
ویو خونه:
ات: وایییییی مامان بوی غذات تا سر کوچه میادددددد گشنمههههه
م. ات: اومدی عزیزم الان درست میشه
ات: مرسی مامان رفتم بالا لباس هامو تا کردم و پریدم روی تختم..........
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ: ات ازت ممنونم
ات: برای چی؟
تهیونگ: کمکم کردی دیگه نترسم کمکم کردی دیگه تنها نب........ حرفم باقرار گرفتن لبای ات روی لبام قطع شد بعد از چند مین ازم جداشد
ات: وظیفمه کمکت کنم
تهیونگ:: رنگم شبیح گوجه شده بود این اولین بوسه من بود خیلی خجالت کشیده بودم.....
ات:«داره مثل خرس میخنده» واییی تهیونگ خجالت کشیدی تاحالا از این کارا نکردی..... برای چند لحظه جدی شدم و گفتم: اصلا من دوست دخترتم تا هالا منو یک بار هم بغل نکردی....... تهیونگ اومد دستاش رو دورم حلقه کرد و دوباره بوسه طولانی رو شروع کردن.....
ات: بالاخره کلاس تموم شد خواستمم برم که تهیونگ صدام کرد
تهیونگ: ات
ات: بله؟
تهیونگ: ی چیزی یادت رفته
ات: چی؟
تهیونگ: چی؟ واقع نمیدونی؟
ات: خب نه؟
تهیونگ: بغلم نکردی
ات: وای تهیونگ گفتم حالا چقدر مهمه
تهیونگ: یعنی منو بغل کنی مهم نیست..
ات: مهمه ها ولی.......
تهیونگ: اصلامن قهرم
ات: عه تهیونگ مگه بچه ای
تهیونگ: قهرمممممممم
ات: تهیونگ قهر نکن دیگه
تهیونگ: پس بغلم کن
ات: رفتم بغلش کردم و بوسه ای روی گونش گذاشتم و رفتم خونه
ویو خونه:
ات: وایییییی مامان بوی غذات تا سر کوچه میادددددد گشنمههههه
م. ات: اومدی عزیزم الان درست میشه
ات: مرسی مامان رفتم بالا لباس هامو تا کردم و پریدم روی تختم..........
- ۱۶.۳k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط