{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و دل آمده بودیم به مهمانی تو

من و دل آمده بودیم به مهمانی تو
هر دو لبریز غزل , غرق گل افشانی تو

دلکم عرض ادب کرد و همان گوشه نشست
من همه محو دل و ، او همه حیرانی تو
دیدگاه ها (۱)

خوش آن که حلقه‌های سر زلف واکنی دیوانگان سلسله‌ات را رها کنی...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

مهرِ رُخِ تو عجین شده با گِلِ ماستما در رَهِ عشقیم و رُخَت م...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط