{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی

تک پارتی

بچه ها من این کاما ( ، ) ها رو واسه ی عمم نمیزارم که هر جا دیدید یکم مکث کنید 😭

ویو ا.ت

با گریه روی تختم نشسته بودم ، چرا ؟ چون منو تهیونگ هم دانشگاهی هستیم و حدود چهار سال هم هست که با هم تو رابطه ایم و خیلی همو دوست داریم و توی این مدت توی خوابگاه دانشگاه من و تهیونگ هم اتاقی بودیم ولی امروز اومدن و جای تهیونگ رو عوض کردن و هم اتاقیش هم یه دختر لوس و نچسب هست و می‌دونم که روی تهیونگ کراش داره
با زنگ گوشیم به خودم اومدم و دیدم تهیونگه جوابش رو ندادم چون از دستش خیلی ناراحت بودم

فردا ساعت : ۱۱:۳۷ دقیقه

سر کلاس بودیم ، من و تهیونگ سر کلاس ها کنار هم می‌شینیم اصلا حواسم به درس نبود تا اینکه تهیونگ دستش رو گذاشت روی رون های سفید و لختم
تهیونگ : بیب چیزی شده ؟
ا.ت : نه
تهیونگ : ولی من اینطوری فکر نمیکنم ببینم از چیزی ناراحتی ؟
ا.ت : آره از دست تو ناراحتم
تهیونگ : مگه من چکار کردم ؟
ا.ت : با اون دختره نچسب هم اتاقی شده
تهیونگ :مشکلش چیه ؟ ما فقط هم اتاقی هستیم
با بغض لب زدم : منظورت چیه که مشکلش چیه اون دختره رو تو کراش داره من از دیشب تا حالا از ناراحتی دق کردم بعد تو میگی مشکلش چیه واقعا که فکر میکردم تو هم از اینکه اتاق هامون جدا شده ناراحتی
اشک هام راه خودشون رو پیدا کردن و از کلاس زدم بیرون

ویو تهیونگ

شت گند زدم منم خیلی ناراحت بودم از اینکه اتاق هامون جدا شده بود ولی نمیخواستم خودم رو ناراحت نشون بدم که اونم ناراحت بشه ، بهتره برم دنبالش
از کلاس زدم بیرون و وارد حیاط شدم میدونستم هر وقت ناراحت میشه میره پشت حیاط دانشگاه جایی که فقط خودم و خودش بلدیم سریع حرکت کردم به همون سمت و دیدم که فرشته کوچولوم نشسته و سرش رو گذاشته روی پاهاش و داره گریه می‌کنه
سمتش رفتم و تو آغوش گرفتمش
ا.ت : ولم کن بهم دست نزن
تهیونگ : ما اینجا یه گربه کوچولوی زیبا و خشن داریم که قهر کرده ، درسته ؟
جوابم رو نداد دستم رو لای موهای بلندش بردم و نوازششون کردم
تهیونگ : فدات شم باور کن که من از تو هم بیشتر ناراحتم ولی نمیخواستم تو رو بیشتر ناراحت کنم واسه همین چیزی نگفتم
با چشم های اشکیش سرش رو از روی سینم برداشت و گفت : ولی می‌تونستی که با مدیر خوابگاه صحبت کنی که جات رو تغییر نده
تهیونگ : درسته ، الان میریم صحبت کنیم
چشماش برق زد : واقعا ؟
تهیونگ : آره فدات شم
محکم پرید تو بغلم و دستش رو دور گردنم حلقه کرد و پاهاش رو هم دور کمرم حلقه کرد منم دستم رو زیر باسنش گذاشتم و گرفتمش
ا.ت : عاشقتم تهیونگا
تهیونگ : منم همینطور جوجه ( با خنده )

پایان .
دیدگاه ها (۲)

بانو از نویسنده هایی که فیک های زیبا دارن میزاره ، حمایت شده...

تک پارتی ویو ا.ت دیشب منو جونگ کوک دعوا کردیم چون توی مهمونی...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط